پاییز از مریم رحمانی

 

دوباره دفتر شعر است و پاییز

قلم، کاغذ ، دوباره بر سر میز

هنوزم حس آن دوران اول ...

هنوزم... خاطره های غم انگیز

کجا رفت آن همه شوق رسیدن ؟

به روی گونه شبنم های سرریز

هنوزم یاد تو پیچیده در من ...

صدای خنده هایت محکم و تیز

دوباره رویش شعرانه ی من ،

و جای پای مردی حیرت انگیز ...

بگو با من هنوزم خاطرت هست ؟

همان قهرهای پی در پی و ناچیز

هنوزم من به دیدار تو دلتنگ،

وجودم همه از عشق تو لبریز ...

13 بدر 1391


غمهایت 

را به سبزه ها گره خواهم زد

باد 

شادیها را برایت فلوت می زند

 

فروغ هاشمی

13 بدر 1391