آخر خط
من مث مسافر شب توی آغوش یه جاد ه ام
همسفر باد خزون که میاد بر سر راهم
من وجاده با همیم تا آخرراه رفاقت
می دونم تا ته جاده می مونه یه جو صداقت
از جدایی ها نگفته با کسی این دل تنها
میمیره اگه بدونه خیلی وقتی شده رسوا
می شینم از غصه ی تو به زیر نم نم بارون
دردودل می کنه قلبم با دل تنگ خیابون
می شم همصدای بارون با دلی پر از ترانه
می کنه هر لحظه قلبم چشمای تو رو بهانه
می زنه ستاره چشمک خوش به حال هردوتامون
می گن عاشقن دوتاشون مث لیلین ومجنون
جسدخاطره ها مو می کشم هر جا که می رم
از تو خوندم و می خونم تا زمانیکه بمیرم
رسیدیم به آخر خط خداحافظ یاردیرین
می مونه تو خاطر من همه لحظه های شیرین
زینب باغی
کارهای قبلی زینب باغی در این وبلاگ:

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 22:24 توسط امین بحرانی
|
درود به همه ادب دوستان