اولین نگاه
شب تمام ناگفته هایش را به روز می بخشد وقتی نگاهت به زیبایی رقص شاپرک ها می چرخد و سیاهی مژه هایت سایبانی برای تنهایی اشک های نیمه شب می شود.شانه هایت جسم نحیفم را تکیه گاهی ست وقتی دامنم را لبریز از شقایق می کنی و عطروجودت تمامی وجودم را گلریز می کند وقتی سفره ی دلتنگی ام خالی از هر بهاری است .لرزش قلبت چون عبوریک نسیم از دریای طوفانی دلم قایقی می سازد وقتی هوای ابری دل میل باریدن دارد.
تر می شوم, تازه می شوم وقتی دستانت به سخاوت نوازش های باران سرخی شرم اولین نگاه را سبز می کند. گویی عشق آمده است تا به سادگی تمام سطر دفترم را غرق بوسه های پنهانی کند.
راحیل کارگر
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 0:0 توسط امین بحرانی
|
درود به همه ادب دوستان