حسین ادبی
با شمام آی آدما, آدمای بد ادا
بهتون بارون دادم, خاک و هوا
هوای پاک منو,
خفه کرد دود ماشین, کارخونه ها
دریارو به گند زدین, با یه روغن سیاه
جنگل و آتیش زدین, خاک منو دادین هوا
آخه چرا؟
ماه نقره ای شده زشت و سیاه
دیگه خورشید طلایی رو نمی بینید شما
یه طوفان کاترینا دیگه می خوام به پا کنم
جنگل آهنی شهراتون و هوا کنم
خاک باهاس سر بکشه خون تموم آدما
من میخوام هر چی که توی دلمه
دیگه بالا بیارم
شما رو بلرزونم حالتونو جا بیارم
آخه من مادرتون همین زمین
شما مستحق مردنین همین
بدجوری به گند زدین
دریا ها, آب و هوا
با شمام آی آدما, جونورهای دوپا
1387/10/21-اوز
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 1:27 توسط امین بحرانی
|
درود به همه ادب دوستان