جلسه امروز 11آبانماه 1387
زچشمانت دلم خونین جگرشد
به جانم˛تیرمژگان کارگرشد
به کوه دردباشد˛منزل من
زکویت چون که تایب در سفر شد
تایب اوزی
-----------------------------------------------------------
بیمارهم که بشوم
چه باک داری
ازچشمهایم همان طور افتاده ای
که از ساعتم
اخبارهم هی گزارش شعرهایم را عقب می اندازد
دستت از شعرهایم کوناه بشود!
اخبار نمی داند
بندر شانه هایش را داده
تاگریه مرا درآورد
رگ هایم دیگر نمی زنند
به دریا بگو مرا ببوسد.
مژگان حسینی
----------------------------------------------------------------------
دردزمانه
ازدست زمان اینک جانها به فغان آمد
دلهاهمه پرنفرت اندوه چنان آمد
خسته شدم ازجوراین عالم ناعادل
نفرت شده سرتاسرتاعشق به جان آمد
کینه به دل است اینک دل جای کدورتها
کم لطفی یاران را تیری زکمان آمد
برگونه ی دل گریه ازدردبود لبریز
یاران مددی باید چون غم به زبان آمد
ای کاش که دلها را جایی زمحبت بود
این دردهاو مصیبتها ازریشه به جان آمد
یارب چوغزلهایم داده به دلم تسکین
چون غصه مرا اینک آن سر نهان آمد
باشد همه اشعارم سودای غم یاران
فریاد به دل مانده تا هردو جهان آمد
راحله هرمی
--------------------------------------------------------
هیس
ساکت
گوینده می گوید:"به گیرنده های خود دست نزنید˛اشکال از مرکز است"
سه دهه صدای گوینده
هیس
ساکت
گوینده می گوید:"به مرکز نه دست بزینید ونه حرف بزنید˛اشکال از گیرنده های شماست"....
امین بحرانی
درود به همه ادب دوستان