شعری از شاعر پرشور اوزی
ای زاده ی عشق کنار توچقدر رویائی است
این زمزمه ی نام توازدور پر از شیدائی است
سخت است که از تو من نگویم هرچند...
آسانی گفتن از تو هم رسوائی است
در گردی ماه شب تورا می دیدم
تو غافل ازاین دل که چرا دریائی است
کاش لحظه نومیدی مرا می خواندی
آهنگ صدایت که بسان لالائی است
زینب باغی
کارهای قبلی زینب باغی در این وبلاگ:
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 21:9 توسط امین بحرانی
|
درود به همه ادب دوستان